شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
198
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى « 1 » كيقباد كه اول ملوك كيان بود جهاندار والاگهر كيقباد * شهى بود بافر و آيين و داد قضا قدرتى بود گردون توان * فلك صولتى بود فرمان روان به گنج و سپاه و به ساز و به رخت * ز باران فزون بود و برگ درخت از آنجا كه سر برزدى جرم خور * به فرمان او بود تا باختر كيقباد ، اول ملوك كيان است و نخستين كسى از كيانيان كه بر تخت نشست ؛ او بود . اهل تاريخ گويند از اسباط نوذر بن منوچهر است و چون عنان ممالك شرق و غرب در قبضه اقتدار آورد ؛ در افاضت عدل و اشاعت احسان ، اقتدا به آباء كرام و اجداد عظام كرد و در طلب آنچه به ترفيه خاطر زيردستان متعلق است اقبال نمود ، ابواب جور و حيف به مسمار انصاف و انتصاف بربست و مسالك و ممالك را از خوف و خطر مفسد و شرير خالى داشت « 2 » . نه قطره ماند به دريا ، نه ذره ماند به دشت * كه از فوايد احسانش بهرهمند نگشت و هم از مبدا جلوس ، دواعى مناقشت و مكاوحت با افراسياب در استخلاص ممالك توران زمين ، باعث درون و مهيج وجود او بود ، تا عاقبت الامر لشكرى كه عدد نجوم افلاك در اعداد سپاه او ناچيز نمود . سپاهى بحر موج و سيل رفتار * سپاهى ابر سير و كوه ديدار سپاهى از شمار اختر افزون * سپاهى از حساب عقد بيرون
--> ( 1 ) - ج : سلطنت . ( 2 ) - ب و ج : مىداشت .